با تشکر از این که قبول زحمت کردهاید و تشریف آوردهاید و
با عرض پوزش فراوان، چیزی جز نالههایدلتنگیهمیشگیام
چیزی برایتان ندارم، امّا میتوانم به شما قول بدهم که آخرینباری
باشد که مجبور میشوید به آنها گوش کنید، شما هم در عوض قول
بدهید که متن مرا بشنوید و حواستان پی خاطرات دلتنگ کنندۀ
خودتان نرود، وقتی حرف از دلتنگ شدنم برای "تو" میزنم
منظورم شخص خاصّیست که الزاماً شما نیستید دوست عزیز،
یا وقتی دربارۀ جایی در ساحل دریاچهای صحبت میکنم که آنجا
عاشق شدهام، شاید منظورم همان ساحل دریاچهای نباشد که شما
میشناسید و آنجا عاشق هم شدهاید، به فرض محال که شما هم در
ساحل همان دریاچه عاشق شده باشید، من از لحظهای دیگر در
شرایط آب و هواییِ دیگری سخن میگویم که فقط یکنفر دیگر
در این دنیا میتواند همان لحظه وهمان آب و هوا را تجربه کرده
باشد، همانکسی که من در آن ساحل و در آن لحظه عاشقش شدهام،
که اوهم احتمال کمی دارد که همان حس و همان حال را درک
کردهباشد،چرا که شاید او اصلاً هیچوقت عاشق من نشده باشد یا
در آن لحظۀ بخصوص نشده باشد یا اگر هم همزمان عاشق شده
باشیم او سرماییتر از من بودهباشد و آن لحظه برایش خنکتر
ویا اگر گرماییتر از من بودهباشد و آن لحظه برایش گرمتر
از من ثبت شده باشد در خاطرۀ عاشقانهاش، پس اینبار لطف کنید،
همین یک بار دوست من، آری با شمایم دوست عزیز، خانم محترم،
لطف کنید و با من همدردی نکنید، فقط به متنی که نوشتهام و برایتان
میخوانم گوش کنید، میدانم سخت است و انتظار بیهودهای از شما
دارم، میدانم رفیق گرانقدرم، بله با شمایم آقا جان، میدانم که خودم
هم نمیتوانم اینکار را وقت گوش دادن به متن شما انجام دهم، میدانم
که شما خوب میدانید که من از انجام خواستۀ خودم در مورد شما
عاجزم، ولی یکبار هم که شده به خاطر کمک به دوستتان، خودم
را عرض میکنم، زحمت این کار طاقت فرسا را به عهده بگیرید،
واقعاً ممنونتان میشوم، در عوض قول میدهم کوتاه بگویم که کمتر
اسباب زحمتتان شود، مخصوصاً شما بانوی گرامی، آری شما،
آشنای قدیمی، میدانم این لبخند خشکیدۀ بزوری که بر لبتان ماسیده
حکایت از چه میکند، امّا لطفتان را در حقّم تمام کنید، این خواهش
یک دوست است، چه خوب و چه بد اسم دوست شما را یدک میکشم
رویم را زمین نیاندازید واین بار اینهایی را که میشنوید را به
خودتان نگیرید،این یک تجربۀ منحصر به فرد شخصیست که بعد
از گفته شدن حتّی به من هم تعلق نخواهد داشت، پس لطفاً بدون
استفاده از تجربیات شخصیتان گوش کنید، نترسید، زیاد طولش
نخواهم داد، قول دادهام، البته اینجا پیشاپیش از همکاری تک تک
شما دوستان عزیزتر از جانم، ابراز تشکر و قدردانی میکنم و اگر
بعد از شنیدناش باز هم مرا دوست خود دانستید، کمال لطف خود را
میرسانید، باز هم ممنونم:
دلم برایت تنگ شده .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر